تبليغاتX
..::: EXIR :::..
اکسیرنامه
سلام...

فصلای سال که تموم میشه با عوض شدن هوا پرنده ها شروع می کنن به مهاجرت...میرن یه جایی که بهتر بتونن زندگی کنن...یه حایی که توش راحت باشن...این یه قانونه و همیشم اجرا میشه !

حالا با شروع فصل تازه ای از زندگیم منم تصمیم گرفتم مهاجرت کنم...برم یه جایی که توش راحت تر بتونم بنویسم...اموراتم راحتتر بگذره...جایی که بشه توش یه زندگی جدید ُ شروع کرد...من مهاجرت کردم...به یه جای دور...به جایی که هیچکس نمیشناستم...

همین جا از همه ی اونایی که تو این مدت به وبلاگم سر میزدن تشکر می کنم...دمتون گرم !

+آخرین پی نوشت : زندگی قشنگه..خیلیم قشنگه...الکی از دستش ندید

نوشته شده توسط حامد در تاريخ با موضوع شخصی
24 ساعت !
+چه صبح قشنگیه ! امروز از اون روز قشنگاسا !

+چقدر دوشش چسبید ! انگار کل انرژیم جمع شده تا یه روز قشنگ داشته باشم. . .

+امروز زودتر از همه روزا تاکسی گیرم اومد !تازه تاکسیشم خالی بود رفتم جلو نشستم لم دادم رو صندلی!

+به به ! با راننده تاکسیه رفیق شدم گفت تا آخر مسیرت می رسونمت ! مثله اینکه امروز همه چی خوبه !

+وارد ساختمون  شرکت شدم ، یه پسر بچه داشت تو مطب دکتر طبقه پایینی بستنی میخورد ! آخه یکی نیست به این بچه بگه ماه رمضونیه بستنی میخوری اونم این وقت صبح شاید یه آدم شیکمویی مثله من ببینه دلش بخواد ! شیکمم به سر صدا افتاد ! خوبه حالا یه بستنی دیدم !!

+هدفون تو گوش...موزیک پخش میشه...به به چه لذتی داره کار کردن !

+اَه ! چرا اینجوری شدم ! اصلا دیگه حوصله کار ندارم ! چِت زدم ! خوبه یه کم چرت بزنم ! آره ! فکر خوبیه !!

+آی آی آی...رو بازوم خوابیده بودم خون نرسیده به دستم ، دستم مثله یه تیکه چوب خشک شده !

+مثله اینکه خوابیدم حالم بدتر شد ! اصلا ولش کن کارو ! دیگه واسه امروز بسته ! چقدر کار کردم ! خیر سرم پس فردا حقوقم میخوام !

+هر چی سعی می کنم تاکسی بگیرم هیچکس سوارم نمیکنه ! کلاسم داره دیر میشه !

+بلاخره یه پیکان ۵۷ آبی سوارم کرد ! زیر نشیمن گاهم یه چیزی تیزیه ! هر چی دست میکشم هیچی نیست ! تو صندلیه ! تف به این شانس !

+راننده با این ماشین داقونش ۳۰۰ تومن کرایه بیشتر میگیره ! اگه صندلیش مشکل نداشت بهش میدادم ولی حالا اگه به پامم بیفته نمیدم !

+اوه اوه اوه ! قفل فرمونو برداشت اومد سراقم ! ملت اعصاب مصاب ندارن ! بهش ۳۰۰ تومنو ندادمو دوییدم در رفتم ! وااای آبروم رفت ! حالا مردم میگن ببین چه گداییه بخاطر ۳۰۰ تومن اینجوری فرار میکنه !

+کلاسم دیر شده ! دیر تر از استاد رسیدم ! جلوی همه ی دخترا و پسرا خیطم کرد ! حالشو میگیرم صبر کن !

+ای وای ! بیچاره شدم ! شلوارم از تو تاکسیه سوراخ شده ! اونم چه جاییش !! حالا ایناش به کنار ! ۱۹۵ تومن بخاطرش پول داده بودم !! دلم میخواد میمردمو این همه بدبختیو نمی دیدم !

+موقع بیرون رفتن از کلاس صبر کردم همه برن بعد من برم که کسی پشتمو نبینه ! وگرنه از فردا تو دانشکده انگشت نما میشم !

+وای نیلوفرو ندیدم ! اون هنوز تو کلاس بود ! جریانو فهمید ! آخه چرا از بین این همه دختر باید اونی که آدم ازش خوشش میاد ببینه ! مکررا ً تف به این شانس !

+دارم از گشنگی میمیرم !! همش تخصیره اون پسرس که صبح داشت بستنی میخورد !

+تو ترافیکه قبل افطار گیر کردم ! یه ربع از افطار گذشته ! هیچ ذهر ماریم پیدا نمیشه آدم از این گشنگی در بیاد !!

+بعد از ۴۵ دقیقه تاخیر بلاخره به افطار رسیدم ! وای نه !!! شام مرغ داریم !! حالم از مرع به هم میخوره ! بعد ۱۵ ساعت گشنگی آدم باید مرغ ببینه ! اشتهام کور شد !

+ADSL قطع شده ! اینترنتم که نمیتونیم بریم ! واقعا از صمیم قلب دلم میخواد بمیرم !

+رفیقم زنگ زد گفت بیا بریم استادیوم بازی پرسپولیس ! منم گفتم میام ! بعد این همه بد شانسی یه کم لذت احتیاجه !

+پرسپولیس ۳-۰ باخت ! از این بدتر نمیشه ! منه خرو بگو اومدم یه کم روحیم بهتر شه !

+ماشین دوستمو از تو پارکینگ استادیوم دزدیده بودن ! انقدر معطل کردیم که همه تاکسیا اتوبوسا رفتن ! باید تا تهران پیاده بریم !

+بعد ۱۵ ۱۶ کیلومتر پیاده روی یه ماشن بوق زدو وایساد ! مثله اینکه شانس دوباره بهم رو کرده !

+ببین کی واسمون وایساد ! نیلوفره !! این مارو از کجا شناخت تو این تاریکیه جاده ! اومده بود بابا و داداششو از استادیوم بیاره خونه !

+با باباش ارتباط بر قرار کردم ! خیلی ازم خوشش اومد ! داداششو که دیگه نگو !! کار تمومه ! همین امروز فردا باید به مامان بابا بگیم واسمون آستین بالا بزنن !

+خدایا شکر ! بهترین روز زندگیم بود امروز ! هیچ وقت امروزو فراموش نمیکنم !

 

پ.ن : هیچ وقت رفیق اصلیتو (خدا) یادت نره !

.

.

.

+اَه ! موقع نوشتن این مطلب برقا رفت ! سیو نکرده بودم ! باید از اول بنویسم ! تف به این شانس !!!

نوشته شده توسط حامد در تاريخ با موضوع شخصی